سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني وآخرين

18

ضياء الخافقين

نوشته‌اند ودر روزنامه چاپ كرده‌اند من جمله آقا سيدجمال الدين هم بعد از عزيمت از طريق بغداد وبصره به برلن پاى تخت آلمان رفته است ودر مجلس بيزمارك گفتگوها نموده است حالا هم در لندن با ملكم به هم بسته‌اند وبه اين مزخرف گويى اقدام دارند وخيال مىكنند كه اين مقولهء مزخرف را كسى اعتنا خواهد كرد . در برلن جواب آقا سيدجمال الدين را به وضع بىاعتنايى داده‌اند . ولى در مقابل جناب جلالت مآب نظر آقا وزير مختار شرحي از خيالات فاسدهء آقا سيدجمال الدين در روزنامه‌جات فرانسته گذاشته از بدو ورود مشاراليه به طهران وخيالات فاسد أو واخراج نمودن أو را ومذمت زياد ازو وملكم بيك نحو خوشى مضامين خوش در روزنامه‌جات فرانسه چاپ نموده كه به گوش أهل فرانسه اين بيانات وزير مختار خيلى مليح ومطبوع است . خداوند انشاءاللَّه به حق تمام أنبياء واولياى بر حقش كه وجود مبارك بندگان أعلى حضرت أقدس شهريارى روحي وروح العالمين له الفداه را از جميع بليات محفوظ فرمايد . اين كلمات لا طائل اين مردمان بىمعنى مثل ذره است در مقابل خورشيد وبايد باطن هر كس به هر لباس است بروز كند ونتيجهء اعمال وعقايد أو معلوم گردد . اطلاعاً عرض شد . از فخرالملك هم اشاره‌اى كرده بودند كه در لندن است واين روزها خيال عزيمت إيران را دارد . ولى به نظرم مىآيد اين هم پلتيك باشد وفخر الملك هم تبعيت داشته باشد . خدا عالم است ، العلم عنداللَّه در اينكه فخر الملك از ملكم خان خبيث‌تر ومردود ترست حرفى نيست . خداوند انشاءاللَّه اين جور آدمها را به غضب خود بسوزاند . » ( ! ! ) [ 1 ] سوزش مزدوران رژيم از نشر حقايق ، توسط سيد از سخن رذيلانه اين نامه به خوبى آشكار است ، واكنون به نامه ديگرى توجه بفرمائيد : اين نامه را آقا سيد عبد الرحيم معين التجار كرمان در تاريخ 15 شوال 1309 نوشته است : « . . . راستى چند چاپارست خواسته‌ام شرحي از آن آشنائى كه حال در لندن است بنويسم . احتياط مىكردم . حال عرض مىكنم انتشاراتى باز به كرمان

--> [ 1 ] . روزنامه اعتماد السلطنة ، صفحه 37 و 147 .